آلبوم حسرت فریاد مدت کوتاهی است که منتشر شده است.آلبومی که برای من عطر استاد بابک بیات را دارد.این آلبوم در سال ۱۳۸۱ جمع آوری شد.استاد بیات صدای فرجام را بسیار دوست می داشت و جدا از آهنگ " شهرزاد قصه گو " که از ساخته های استاد بیات است دیگر آهنگهای آلبوم حسرت فریاد نیز تحت نظارت مستقیم ایشان تولید شد.افسوس که بابک بیات انتشاراین آلبوم را ندید.
بر روی جلد این آلبوم نوشته شده است : " حسرت فریاد ندای مظلومیت ملت هایی چون فلسطین ، عراق و ... است." در داخل جلد آلبوم نیز ، زیر ترانه حسرت فریاد ، علاوه بر این جمله ، نوشته شده است که این ترانه مضمون سیاسی ندارد.
ترانه ی حسرت فریاد که آلبوم هم به نام همین ترانه است دارای مضامین سیاسی می باشد و در سال 82 جناب آقای خوشخو ، معاونت وقت مرکز موسیقی ارشاد ،از من و فرجام محمدی تعهد گرفتند که در صورت نوشتن جمله ی مذکور در داخل جلد آلبوم ، مجوز این ترانه صادر می شود.قابل ذکر است که همین حرکت آقای خوشخو نیز برای ما بسیار ارزشمند بود چرا که شورای شعر به هیچ عنوان به ترانه حسرت فریاد مجوز نمی داد و آقای خوشخو با این حرکت ، مشکل ما را حل نمودند.
کما اینکه ترانه حسرت فریاد باعث شد که نسبت به دیگر ترانه ها از جمله ترانه ی شعبده باز نیز حساسیت ایجاد شود و مجوز آلبوم صادر نشود.
امسال ، در زمان انتشار آلبوم ، فرجام برای پیش نیامدن مشکل و یا مساله ای ، جمله ی مذکور را به روی جلد آلبوم قرار داد و نوشت :
"حسرت فریاد ، ندای مظلومیت ملت هایی چون فلسطین ، عراق و ... است."
" حسرت فریاد "
گریه کن اگه تو کوچه سایه سایه ترس دشنه ست
اگه آسمون هنوزم به خون پرنده تشنه ست
توی این هراس هجرت دیگه فرصتی نمونده
شب عشقمونو انگار پیله گریه سوزونده
میون یه گله گرگ که کمین ما نشستن
من و تو از شب مهتاب واسه هم قصه می خونیم
آخرین طعمه توفان باغچه کوچیک ما بود
ولی حیف که راز تلخ گریه هاشو نمی دونیم
پشت سر تاریکی بود و روبرو جوخه پاییز
همه پلها شکستن اما از خواب نپریدیم
با غم و حسرت فریاد به ته قصه رسیدیم
خسته ایم از بس که اینجا بی صدا نفس کشیدیم
خواننده : فرجام محمدی
ترانه سرا : بابک صحرایی
آهنگساز : فرجام محمدی
تنظیم کننده : امیر پورخلجی
" شعبده باز "
روی صحنه نمایش تو یه شهر بی ستاره
شعبده بازی نشسته با یه شب کلاه پاره
من همون شعبده بازم که هنوز رو صحنه مونده
اما این دفه زمونه بدجوری دستمو خونده
همیشه مردم ساده گول تردستیمو خوردن
بجای دروغای من خنده هاشونو شمردن
ندیدن که پشت پرده صحنه زندونه واسه من
ندونستن که چه سخته همیشه بازیچه بودن
حالا که یاد گذشته از سرم جدا نمیشه
میون حسرت و رویا با خودم میگم همیشه
شعبده باز دیگه بسه قصه به آخر رسیده
صحنه زندگی دیگه مهلت بازی نمیده
توی این دنیا همیشه به دروغا دل سپردی
توخودت هم مثل مردم گول تردستیتو خوردی
خواننده : فرجام محمدی
ترانه سرا : بابک صحرایی
آهنگساز و تنظیم کننده : بامداد بیات
" مثل رویا "
نوری توی شبهام عشقی توی رگهام
مثل شعله تو زمستون مثل اشکی واسه چشمام
شبهام بی ستاره قلبم بیقراره
مثل مریم که می میره وقتی بارون نمی باره
مثل موجی واسه دریا مثل رویا مثل یک خواب
مثل نیلوفری عاشق توی دست سرد مرداب
مثل لمس یه طلوعی توی عطر خاک و بارون
مثل بغض غنچه هایی زیر آوار زمستون
روزای خوب من و توحیف که خیلی زودتموم شد
لحظه های عاشقی مون تو شب گریه حروم شد
نگاکن غیرمن وتو هیچکسی توکوچه ها نیست
عمر خوشبختی کوتاهه این دیگه گناه ما نیست
نازنین تر از ستاره مهربونی مثل مهتاب
من به تو می رسم اما انگاری تو قصه و خواب
یه شبی مثل یه رویا اومدی به آسمونم
کاشکی تنهات نمی ذاشتم آشنای مهربونم
خواننده : فرجام محمدی
ترانه سرا : بابک صحرایی
آهنگساز : فرجام محمدی
تنظیم کننده : امیر پورخلجی
" شهرزاد قصه گو "
شهرزاد قصه گوی من قصر ستاره ها کجاست
شهرقشنگ قصه ها کجای دنیای خداست
اینچا دیگه یه عمریه که چشم براهی ندارم
تواین شبای شیشه ای بغض توروکم میارم
شهرزاد قصه گوی من ابرا همه سنگی شدن
چکاوکای زخمی مون اسیر دلتنگی شدن
خواب نیمه تموم ما شبای قصه رو می خواد
دل دل اینکه نکنه مهتاب به کوچه مون نیاد
می گفتی که آروم بخواب غصه هامون رفتنی ان
تو زمهریر دستامون هنوز دلا آفتابی ان
شهرزاد قصه گوی من از من و از دلم بگو
نگو که توفان زده ای من شب ساحلم بگو
خواننده : فرجام محمدی
آهنگساز : استاد بابک بیات
ترانه سرا : بابک صحرایی
تنظیم کننده : بامداد بیات
